تبلیغات
از تنهایی با اتاق - مهمان

مهمان

تاریخ:پنجشنبه 19 آذر 1388-20:38

از شبی دور که رویای تو مهمانم بود
طعم تلخ غزلی مرده به دندانم بود

هی به هر لرزش لبهات دلم می‌لرزید
و دل تنگ خدایی که به زندانم بود

شعر می‌خواست خودش را به تو حالی بکند
باز از تو غزلی مرده به زهدانم بود

ای زلیخا دل من پیش تو بود اما حیف
ننگ پیغمبری ایل به دامانم بود

بستگانم همه همسایه شیطان بودند
من ولی ذکر خدا هی خوره جانم بود

من همان روز که رضوان به دو گندم دادم
روح نفرین شده ام در گرو نانم بود

گرچه من خشک ترین گوشه دنیا بودم
دو سه تا خار در اقصای بیابانم بود

لشکر من همه آموخته بودند به تیغ 
لرزشی سهم ،ولی در تن مردانم بود

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
باز بیهوده سر دیدن انسانم بود


نوع مطلب : غزل 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Foot Complaints
یکشنبه 15 مرداد 1396 16:56
Hello everyone, it's my first pay a visit at this web site, and paragraph is in fact
fruitful designed for me, keep up posting such articles or reviews.
free std testing clinics near me
یکشنبه 4 تیر 1396 21:34
بسیار core از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب ابتدا آیا واقعا حل و فصل خوب با من پس از
برخی از زمان. جایی در سراسر
جملات شما موفق به من مؤمن متاسفانه
تنها برای کوتاه در حالی که. من با این حال کردم مشکل خود را با
جهش در منطق و یک ممکن است را سادگی
به پر همه کسانی معافیت. در این رویداد شما در واقع که می توانید انجام من می بدون شک بود تحت تاثیر قرار داد.
manicure
شنبه 2 اردیبهشت 1396 07:30
Everyone loves what you guys are up too. This sort of clever work and reporting!
Keep up the excellent works guys I've included you guys to
our blogroll.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 14:24
Hello colleagues, how is the whole thing, and what you desire to say about this piece of writing, in my view its truly remarkable in support of me.
ستوده
چهارشنبه 18 فروردین 1389 12:04
همیشه دوست داشتم یک بار دیگه این شعرتو ن رو بشنوم یادم میاد اولین باری که شنیدمش خیلی روم تاثیر گذاشت. مرسی
عماد
یکشنبه 29 آذر 1388 15:44
منم فکر می کنم این یکی از بهترین کارهاته
fgh
یکشنبه 29 آذر 1388 05:00
salam
ghablan 1 beitesh ri vasam ferestade boodi, ama
har beit baraye khodesh ghazlie!
"شعرهایت پر بهانه باد"
م.سایه خوش
دوشنبه 23 آذر 1388 20:25
سلام مرد بزرک
لامذهب! این غزلت ادم رو منهدم میکنه! نمیدونم چرا واسه این کار کسی نظر نذاشته!
خیلی ناراحتم که کار رابطه های انسانی به این دنیای سرد مجازی کشیده و لی جای خوشحالی که همینم مونده.
کارت عالیه.
و...
دلتنگتم رفیق!
به قول مسعود:
سالم بمان و شاد!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر