تبلیغات
از تنهایی با اتاق - کوچه‌های بارانی

کوچه‌های بارانی

تاریخ:جمعه 20 آذر 1388-00:06

از تو با /بر /بی تو تاشب/ تاسحر  بارانی‌اند
ابرها در نای تنگ ناودان زندانی‌اند

من سراپا خیس از لبخند گرم ابرها
واژه‌ها در کومه گرم خیالم، گرم در مهمانی‌اند

تا تو بانو نیمه شب من تا کجاها می‌رود
دست و پا و سر نمی‌دانم  چرا از من نی‌اند

پای در راهی نهادم که مرا جایی نبرد
راه‌ها در روز باران سهم بی سامانی‌اند

هی به دنبال تو آن‌سو این طرف آن گوشه ... نه
کوچه‌ها بی رد پای دوست امشب  خالی‌اند

خانه‌تان در کوچه‌های گرم شب گمراه شد
بازامشب کوچه‌ها سرگرم سر گردانی‌اند

نوع مطلب : غزل 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Foot Issues
یکشنبه 15 مرداد 1396 18:49
Hi, i feel that i saw you visited my website so i got here to go back the want?.I'm trying to
to find issues to enhance my web site!I suppose its ok to use some
of your ideas!!
BHW
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 18:19
Howdy! I could have sworn I've been to this web site before
but after going through some of the articles I realized it's new to me.
Anyhow, I'm definitely delighted I came across it and I'll be book-marking it and checking back frequently!
manicure
جمعه 1 اردیبهشت 1396 18:41
Awesome issues here. I am very happy to look your post. Thank you a lot and I'm taking a look
forward to contact you. Will you please drop me a e-mail?
رضا امیرزاده
شنبه 21 آذر 1388 20:06
سلام.
خوبی چه خبر؟ الان فرصت نمی کنم زود باید برم ولی در اسرع وقت توضیح میدم اون چند تا کار رو. سلام برسون به بچه ها
هرمز ستایش
شنبه 21 آذر 1388 15:03
سلام ابولفضل! خیلی خوشحالم که دیدم وبلاگ زدی. منو میشناسی؟
روایت پارسی
جمعه 20 آذر 1388 14:18
درود
دوست عزیز دارم كم كمك شعر هات رو می خونم. بعد می ام برای نظر. در ضمن من رفیق اقای بلوكی عزیز هستم و وبلاگتون رو اون به من معرفی كرده.
taxi e bibak
جمعه 20 آذر 1388 14:03
هنوز هم می گم تو در غزل موفق تری و راحتتر.احساس می کنم نا خوداگاه تم سپید در غزل رو داری درک می کنی واین یعنی شناخت غزل امروز و این چیز کمی نیست.تو که می دونی من عصیانگری رو در کار شعر دوست دارم وتو این رو در غزل داری.سالم بمان وشاد
مهدی بلوكی
جمعه 20 آذر 1388 14:02
سلام
آقا تبریك میگم
كاش میشد یه كاری میكردی كه شعرها با صدای خودت خونده بشه
خودت كه میخونیشون یه حال دیگه ای میده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر