تبلیغات
از تنهایی با اتاق - کلمات پریده رنگ

کلمات پریده رنگ

تاریخ:یکشنبه 11 بهمن 1388-14:22

مردی که در تب تو می گداخت، مرد

معجون فتنه به قلبش نساخت، مرد

 

یکشب نشست پای قمار ستاره ها

خود را به پای این غزل تشنه باخت، مرد

 

آنشب به ساز این کلمات پریده رنگ

وقتی که چشم های تو را می نواخت، مرد

 

امضا

کسی که با تو غزلخیز میشد و...

دیوانه ای که تو را می شناخت...

…مرد



نوع مطلب : غزل 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
BHW
شنبه 26 فروردین 1396 20:06
Hi to every , because I am really eager of reading this weblog's post to be
updated on a regular basis. It includes pleasant stuff.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 13:10
Hi, I do think this is an excellent website. I stumbledupon it ;) I am going to
come back yet again since I book marked it. Money and freedom is the best
way to change, may you be rich and continue
to guide other people.
ستوده
دوشنبه 16 فروردین 1389 11:27
باز هم مثل همیشه صادقانه و با لطافتی شاعرانه....
m
دوشنبه 9 فروردین 1389 22:43
...آنشب به ساز این کلمات پریده رنگ/ شعر نگاه تو را می نواخت مرد....
رضا امیرزاده
پنجشنبه 29 بهمن 1388 12:00
سلام
مروارید
جمعه 23 بهمن 1388 00:24
چقدر منصفانه واژه ها را بدون اینکه تبعیضی بینشون قائل باشین کنار هم متحد می کنین.
من شعراتونو دوس دارم ولی بر خلاف دوستای خوب دیگتون سر رشته ای توش ندارم که واسه بهتر شدنش نظر بدم ولی دعا می تونم بکنم.
موفق و آزاده باشید.
زهرا چهرقانی
یکشنبه 18 بهمن 1388 13:12
سلام.افرین.زیبا و عمیق و صادقانه.عمق درد عشق توی شعرات بی نهایته.لذت بردم
majid
پنجشنبه 15 بهمن 1388 09:34
هرچند من زیاد زیر و بم شعر را وارد نیستم، اما بنظرم شعرات قشنگ بودن ابوالفضل جان.
در ضمن بهمون قول بده که توی سربازی هم وبلاگت آپ بشه!
fgh
چهارشنبه 14 بهمن 1388 20:15
عجیب زیبا نوشتی.
فقط
نگران این قمارهای بی بُردم!
مصطفی
دوشنبه 12 بهمن 1388 11:28
سلام عزیز دل.نیستی دلمان تنگ آمده.مشتاق دیدار
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر