تبلیغات
از تنهایی با اتاق - چقدر آرزو بغل بکنم

چقدر آرزو بغل بکنم

تاریخ:شنبه 1 اسفند 1388-11:27

چقدر آرزو بغل بکنم تو نباشی که ...

که عشق در نفس واژه ها بپاشی که ...

که شعر حس غریبی شود شبیه همین

دوتا قناری غمگین نقش کاشی که_

_نشسته اند که شاید که تو بیایی و

رها کنی تن من را از این حواشی که ...

که از تو ... که با تو ... که صخره ای شوم بی تو

ولی تو از تن من بت نمی تراشی که !!!

چقدر آرزو لگد بکنم تو نباشی که

دل غیبه ی شاعر برات دلتنگ است



نوع مطلب : غزل 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How do you treat Achilles tendonitis?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 09:21
This is my first time pay a quick visit at here and i am genuinely happy to read everthing at single
place.
Foot Problems
یکشنبه 15 مرداد 1396 18:29
These are in fact enormous ideas in regarding blogging.
You have touched some fastidious points here.
Any way keep up wrinting.
Dianna
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 09:31
Precisely what I was looking for, regards for posting.
BHW
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 18:08
What's up friends, its enormous piece of writing on the topic of cultureand completely defined, keep it up all
the time.
manicure
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 11:18
Everything is very open with a very clear clarification of the challenges.
It was really informative. Your site is useful. Many thanks for sharing!
backlink
یکشنبه 16 مرداد 1390 22:07
page ranking seo keywords <a href=http://xrumerservice.org>backlinks</a> backlink service
سایه خوش
سه شنبه 31 فروردین 1389 18:37
چقدر هی بیایم تو این وب،
و تو نباشی که...

سلام رفیق خوب!
دلتنگتم مردف و این دیدارتو شیرین تر خواهد کرد.
در خدمت به نظام مقدس استوار باش.

اینم آخرین کارم:

از حلقه ی این طناب
جهان
طور دیگریست.
بر میگردم
تو را دوست خواهم داشت
و صاحب خانه را
حتی یکم
حتی پنجم
...

یا حق.
پاسخ ابوالفضل عمادابادی : سلام مهدی جان
بالاخره اموزشی تموم شد
سعی میکنم از این به بعد باشم
و شعرت
که زیباست
دیوانه باز
یکشنبه 22 فروردین 1389 00:28
آخ دلتنگی ... دلتنگی... کی تموم میشه؟:(
ستوده
سه شنبه 17 فروردین 1389 09:43
چقدر بی خبر.... دور بودن از عزیزان مشکل است/امتحان با وفایی در جدایی حاصل است/ خدا به همراهت
پاسخ ابوالفضل عمادابادی : سلام
ممنون که سر زدی
و ممنون که راجع به همه کارا نظر دادی
و ممنون های دیگه
کاش یه آدرس میل برام گذاشته بودی
بازم ممنون
s
دوشنبه 9 فروردین 1389 18:23
سلام.من تازه از وبلاگتون با خبر شدم.تبریک میگم .سال خوبی داشته باشید.در مورد خدمت هم بگم که "زندگی سیبی ست گاز باید زد با پوست ".
m
پنجشنبه 5 فروردین 1389 12:48
سلام
siyam
شنبه 15 اسفند 1388 16:58
امشب هوا منفیست
به بارش تمامی ذرات
گزارش شده
كه احتمال وزش هوای توست
در تمامی نقاط
تاکسی بی باک
پنجشنبه 13 اسفند 1388 15:27
سالم به تو،دوست عزیز
امیدوارم که خیلی تو خدمت بهت سخت نگذره.
درمورد کار فکر می کنم که بعضی از (که )ها می تونست (و) باشه یا جور دیگه ای واژه ها را انتخاب می کردی.
تو رو لینک کردم تو هم این کار رو بکن.
سالم بمان و شاد
پاسخ ابوالفضل عمادابادی : سلام مسعود جان
چی بگم تو استادی و هرچه بگی پاره هایی از حقیقت رو داره
ممنون
اسماعیل
چهارشنبه 12 اسفند 1388 23:40
س.الان که این pm رو برات میذارم احتمالا سربازی هستی.امیدوارم اذیت نشی و به سلامتی تموم بشه.خبر بده از خودت ابولم.
پاسخ ابوالفضل عمادابادی : ممنون
مصطفی
یکشنبه 9 اسفند 1388 19:53
سلام رفیق.گفتم بیام سری بزنم وقتی بعد از چند ماه پوسیدگی که خواستی به وبت سری بزنی بدونی که بیادت هستیم.احتمالا قبل از خوندن این کامنت بیام اراک ببینمت ولی خب دیگه.
گذرت به این طرفها افتاد یه سری به مابزن
پاسخ ابوالفضل عمادابادی : ممنون
fgh
یکشنبه 2 اسفند 1388 02:44
شكسته راه گلویم و بغض می خورَدَم
چه فرق می كند! اما اگر تو باشی كه...

"سفرت پر خاطره و
خاطرت پر سفر باد"
سایه خوش
شنبه 1 اسفند 1388 13:26
من در سخن و تو در شنیدن نیستی
آه ای تو خدای من تو آهن نیستی!؟
چون گرته ی خاک در دل طوفانی
من با تو موافقم، تو با من نیستی.

سلام رفیق خوب
میدونم که امروز رفتی به سوی خدمت به نظام مقدس و نمیتونی حالا حالاها این متنو بخونی ولی دلم خواست همینجوری یه چیزی نوشته باشم بلکه چند دقیقه هم که شده از این دلتنگیه لعنتی (که البته همیشه گریبان گیر انسان هست) خلاص شم.
به هر حال
به قول مسعود
سالم بمان و شاد
یا حق!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر