تبلیغات
از تنهایی با اتاق - ...باخودت خدا

...باخودت خدا

تاریخ:شنبه 13 شهریور 1389-17:04

سلام

یه شعر دونفری که با علی کرمانی گفتم

داغ داغ تازه از تنور در اومده

 

 

دست مرا بگیر و ببر با خودت خدا

من را ببر دوباره سفر باخودت خدا

 

گاهی بیا به سمت زمین،هااااااای!!! اینقدر

در آسمان خویش نپر با خودت خدا

 

آماده ام به رزم در این گرگ و میش عمر

دشمن کجاست؟ باز خبر با خودت خدا

 

قولی نمی دهم ولی از روی احترام

این من "خلیل" تبر با خودت خدا

 

در آتشی که هیزم آن مردم منند

من راه می شوم، بگذر!

با خودت خدا       یک دست جام باده و یک دست زلف یار        بردار

لیک، حذر با خودت خدا 



نوع مطلب : غزل 
دنبالک ها: علی کرمانی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
http://mitzieehret.bravesites.com/entries/achilles-tendon-rupture
یکشنبه 4 تیر 1396 16:02
First off I would like to say superb blog! I had a quick question that I'd like to ask if you don't mind.

I was interested to know how you center yourself and clear your head before writing.

I have had difficulty clearing my thoughts in getting my ideas
out there. I truly do take pleasure in writing but it just seems like the first 10 to 15 minutes are wasted just trying
to figure out how to begin. Any suggestions or hints? Many thanks!
adrienmccaie.wordpress.com
جمعه 29 اردیبهشت 1396 01:03
Hi, Neat post. There's an issue together with your web site
in internet explorer, would test this? IE nonetheless is
the market chief and a large part of folks will pass over your wonderful writing because of this problem.
Randi
سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 13:43
Thanks for finally writing about >از تنهایی با اتاق
- ...باخودت خدا <Liked it!
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 16:02
Great article. I will be facing some of these issues as well..
محمود
جمعه 2 تیر 1391 08:52
سلام ابولفضل
همه شعرهایت را خواندم خیلی سر شوق آمدم منتظر بعدی های شما هستم
mahsa
یکشنبه 1 خرداد 1390 15:14
khoda kheyli khastam ...pas kojayi????galbam shekaste
mahsa
یکشنبه 1 خرداد 1390 15:12
khoda kheyli khastam... kogayi pas
دانش
سه شنبه 16 فروردین 1390 20:49
حتی شراب هم جز تا کنار بستر خوابم نمی برد
احمد شادی
یکشنبه 29 اسفند 1389 12:08
زیبا دوست داشتنی مثل خودت
bohlol
چهارشنبه 27 بهمن 1389 15:30
salam
abol damet garm baba aival sherato paygirama!!!!! bara amo 1 sher bego!!!!!
تن ها
پنجشنبه 4 آذر 1389 01:50
گاهی بیا به سمت زمین،هااااااای!!! اینقدر

در آسمان خویش نپر با خودت خدا

اینو خوب اومدین! آفرین
به من هم سری بزن. لینك شدین.
تن ها
پنجشنبه 4 آذر 1389 01:50
گاهی بیا به سمت زمین،هااااااای!!! اینقدر

در آسمان خویش نپر با خودت خدا

اینو خوب اومدین! آفرین
به من هم سری بزن. لینك شدین.
عزازیل
یکشنبه 9 آبان 1389 09:47
به داغی اتش جهنم من نیست
محو
دوشنبه 3 آبان 1389 00:11
در آتشی که هیزم آن مردم منند

من راه می شوم، بگذر!"گذر"

با خودت خدا
آسمان
شنبه 1 آبان 1389 20:05
سلام.
غزل مشترکتون رو که خوندم یاد غزلی از نجمه زارع افتادم :
باید خدا هم با خودش رو راست باشد
وقتی که میداند دیگر خدای هیچ کس نیست!
همین.
روزگار به کامت باشه رفیق.
fgh
پنجشنبه 22 مهر 1389 02:15
آمدیم نبودید!
man-fasele-to
سه شنبه 20 مهر 1389 13:42
salam abolfazl jan
aali bood makhsusan cheghadr arezoo baghal bokonam
be manam ye sari bezan
رضا امیرزاده
یکشنبه 4 مهر 1389 14:22
سلام.
سایه خوش
چهارشنبه 31 شهریور 1389 20:30
سلام رفیق خوب.
دیر اومدم ببخش، به قول جناب پناهی "این زندگی سگی"نمیذاره!
با حرف مسعود در مورد 2تا شدن آشپذ و .... یکم موافقم!
واینکه یه چیزی گفتمکه خودمم نفهمیدم! برات میفرستم شاید تو فهمیدی!
...
سپیده داداش زاده
سه شنبه 30 شهریور 1389 19:16
کتاب (آویخته از عقربه ی 12) هم منتشر شد .
مسعود ضرغامیان
سه شنبه 23 شهریور 1389 13:59
سلام عمادالدوله. از قدیم گفتن آشپز که دو تا شد...اما بیت دوم به دلم چسبید. خوش باش رفیق
بلوكی
یکشنبه 21 شهریور 1389 09:56
وااقعا گل گفتی
ستوده
سه شنبه 16 شهریور 1389 20:35
در اسمان خویش نپر با خودت خدا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر