تبلیغات
از تنهایی با اتاق - تیری که در ترکش ندارد

تیری که در ترکش ندارد

تاریخ:دوشنبه 15 فروردین 1390-18:08

تشنه است و بر لب خشکیده اش خواهش ندارد

و آسمان دیگر برایش عادت بارش ندارد


ردی که بر تلماسه ی ولگرد ماندست

جز سنگ صحرا زیر سر بالش ندارد


او مردمی در دست دارد و همین است

تنها متاع شهر که ارزش ندارد


یک فوج دشمن پیش رویش ایستاده

دل بسته بر تیری که در ترکش ندارد


این عادت اجدادی ولگردی اوست

ورنه زمین که گرد خود گردش ندارد


ای برگ های ریخته در فصل پاییز

مردن که دیگر اینهمه خش خش ندارد


  *      *      *


دیگر چه فرقی میکند فرهاد باشی

او کوهی از سنگست و نرمش ندارد


لب در سکوت ست و دلش درگیر آشوب

بانو !

          دل مردانه آرامش ندارد


با خود ببر ارزانی چشمت خیالت

که جا برای این دل سرکش ندارد



نوع مطلب : غزل 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Foot Complaints
یکشنبه 15 مرداد 1396 23:53
I really like it when individuals get together and share views.
Great blog, continue the good work!
carlenamccrossin.blogas.lt
دوشنبه 1 خرداد 1396 21:54
Hi there mates, how is everything, and what you want to say concerning this
post, in my view its in fact amazing for me.
BHW
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 19:32
Touche. Solid arguments. Keep up the amazing spirit.
manicure
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 00:37
What i do not understood is in fact how you are no longer
actually a lot more well-liked than you may be now. You are very intelligent.
You already know therefore significantly in relation to this subject, made me in my
view consider it from a lot of various angles. Its like
women and men are not fascinated except it is one thing to accomplish with Lady gaga!
Your own stuffs great. Always care for it up!
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 07:43
Hi, just wanted to tell you, I enjoyed this post.
It was inspiring. Keep on posting!
سمیرا چراغپور
سه شنبه 6 اردیبهشت 1390 19:54
سلام با غزل جدیدم به روزم
fgh
دوشنبه 5 اردیبهشت 1390 22:21
نیمه دوم شعر قدرت بیشتری داره.
"او" رو از مصرع سوم حذف كنی شاید بهتر باشه.
و تعبیرهای زیبات مثل همیشه، تیر تركش توست!
hamed
شنبه 3 اردیبهشت 1390 13:14
سلام و درود
خوندم
ممنون

بفرما غزل ترانه
علی خوش پیمان
دوشنبه 29 فروردین 1390 15:22
سلام همیشت آفتابی

به خواندن چند شعر در صفحه تنهایی من دعوتید .

در سایه خدای بارون
میثم
چهارشنبه 24 فروردین 1390 17:07
سلام برادر
امید وارم همیشه زیبا زندگی کنی مثل شعرایی که میگی و مینویسی
رضا از نوع امیرزاده اش
چهارشنبه 24 فروردین 1390 14:09
ای برگ های ریخته در فصل پاییز

مردن که دیگر اینهمه خش خش ندارد


آفرین
خاصه با این بیتش حال کردم
ث.ستوده
سه شنبه 23 فروردین 1390 16:09
افرییییین به این نگاه شاعرانه و ریزبینی که به سادگی های دنیای اطراف داری
و قافیه های بسیار خوش نشین و بجایی که بکار بردی
قدررت این شعر به اینه که کلنگی رو که مصرع اول بلند میکنه مصرع بعدش درست و محکم به نقطه ی هدف میزنه
و.........
بسیار برازنده ی شاعریت بود
همیشه خوش ذوق باشین
م.آسمان
یکشنبه 21 فروردین 1390 11:35
زندگی خنده ی بزرگی ست که به دهان هیچکداممان نمی آید!

شاد باشی و اینکه مثل همیشه کار زیبایی بود.



























































































عظیم
شنبه 20 فروردین 1390 14:25
سلام
کم پیدایی دوست صمیمی
قشنگ بود
به منم سری بزن
به روزم
بهلول
پنجشنبه 18 فروردین 1390 09:19
لب در سکوت ست و دلش درگیر آشوب
عاشق احساسات خط خطیتم
حال کردم
یاعلی
دانش
سه شنبه 16 فروردین 1390 20:44
دمت گرم باحال بود
سمیرا
سه شنبه 16 فروردین 1390 18:21
سلام
سال خوبی داشته باشی ابولفضل
قشنگ بود
با یه غزل جدید به روزم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر