تبلیغات
از تنهایی با اتاق - پشت سر خواستی بسوزانم

پشت سر خواستی بسوزانم

تاریخ:دوشنبه 2 خرداد 1390-23:11

 

زندگی یک خیال لبریز است

از سکوتی که از تو می اید

از هوایی که باز بارانیست

آرزویی که دیر می پاید

 

طعم تلخ سروده های مرا

در هوای بهشت باور کن

ابر!   ابر همیشه ی  رویا

این کویر همیشه را تر کن

 

دست در دست های تو مانده

توی طراحی خدا از تو

بعد ها طرح دیگری بکشد

طرح معشوقه ای جدا از تو

 

شعر شرمنده بود از اینکه

در خیابان تورا بغل بکند

آرزو داشت در جنگل

 زیر باران تو را بغل بکند

 

هیچ چیزی به من نیامده است

هیچ حتی همین که می بارم

هیچ حتی همین که از عشقت

سر به زانوی بغض بگذارم

 

پشت سر خواستی بسوزانم

پیش چشمان من تبسم کن

چیزی از من نمانده غیر از شعر

به همین شعر ها ترحم کن

 

میروم تا خیال تو راحت

از من و از غم غزل بشود

میروم تا دو باره چشمانت

آبروی تو در محل بشود

 

میروم با خودم قدم بزنم

تک و تنها شبیه این سیگار

غزلم را به باد بسپارم

روی لب ها شبیه این سیگار

 

 



نوع مطلب : غزل 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Where are the femur tibia and fibula?
شنبه 18 شهریور 1396 01:45
When I originally commented I seem to have clicked on the -Notify me when new
comments are added- checkbox and from now on every time a comment is added
I recieve four emails with the exact same comment. Perhaps there is a way you can remove me from that service?

Appreciate it!
http://cindyStang.jimdo.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 07:35
Thanks for every other informative web site. Where else may just I
am getting that type of information written in such an ideal
method? I've a project that I am simply now operating on, and
I have been on the look out for such info.
manicure
جمعه 8 اردیبهشت 1396 07:15
Hello there, I found your site via Google at the same time as searching for
a comparable subject, your site got here up, it looks great.
I've bookmarked it in my google bookmarks.
Hi there, just turned into aware of your blog thru Google, and found that it's
truly informative. I'm gonna be careful for brussels. I'll be grateful in the event you proceed this in future.
Lots of other people shall be benefited from your writing.
Cheers!
BHW
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 18:06
This is a really good tip particularly to those fresh to the blogosphere.

Short but very accurate information… Thanks for sharing this one.
A must read article!
BHW
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 10:56
Right here is the perfect web site for everyone who wishes to find out about this topic.
You realize so much its almost tough to argue with you (not that I
really will need to…HaHa). You certainly put a fresh spin on a topic which has been discussed for
ages. Wonderful stuff, just wonderful!
BHW
شنبه 2 اردیبهشت 1396 17:03
It's not my first time to go to see this web site, i am browsing
this web page dailly and take nice data from here every day.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 07:34
Thanks for your marvelous posting! I quite enjoyed reading it,
you will be a great author. I will be sure to bookmark
your blog and will come back later in life. I want to encourage you
continue your great posts, have a nice day!
رخشان
یکشنبه 8 آبان 1390 23:44
این شعر بین کاراتون یه حال و هوای دیگه داره، خیلی بهم میچسبه، دوستش دارم.

"دست در دست های تو مانده

توی طراحی خدا از تو

بعد ها طرح دیگری بکشد

طرح معشوقه ای جدا از تو"

و

"میروم با خودم قدم بزنم

تک و تنها شبیه این سیگار

غزلم را به باد بسپارم

روی لب ها شبیه این سیگار"

این دو قسمتشو بخصوص.



عماد
شنبه 21 خرداد 1390 23:52
شعر شرمنده بود از اینکه

در خیابان تورا بغل بکند

آرزو داشت در جنگل

زیر باران تو را بغل بکند


عالی بود
varg
یکشنبه 15 خرداد 1390 15:02
منظور من از به ظاهر ادیبان داستان نویس های شهر هستند . میدونی که ... دایره قسمت و عروس پاریس . شما بهترین و ادیب ترین انسانهای این سرزمین بودین لطفتون مستدام . سایتون بالای سر ادبیات سیرجان
محمد حسین پورمعصومی
سه شنبه 10 خرداد 1390 18:37
شعر شرمنده بود از اینکه

در خیابان تورا بغل بکند

آرزو داشت در جنگل

زیر باران تو را بغل بکند
با سلام ممنونم سری به ما زدی به هر حال وبلاگم شبیه به خانه ای متروکه شده و همه لینک هام آدرس ها شون عوض شدن ای داد بی داد ووو از اینکه سید مهدی موسوی رو قرار هست دعوت کنید به سیرجون خوشحالم به هر حال افرادی مثل سید مهدی و حامد عسگری میتونن خیلی تاثیر گذار باشن یاد بنداز فصلنامه های غزل پست مدرن رو برای بچه ها بیارم سه تا شماره ده تایی ازش دارم
و اما تکرار بغل بکند بخاطر کوتاهی مصرع ها تو چشم می زد خدا حافظ
م.آسمان
دوشنبه 9 خرداد 1390 21:53
میروم با خودم قدم بزنم
تک و تنها شبیه این سیگار...


ایول رفیق، تو این چند وقته اخیر کارای بی نظیری نوشتی.
همیشه پر از غزل باشی.

یا حق.
بهلول
دوشنبه 9 خرداد 1390 15:22
نرو بابا شعرت قشنگه قهر نکن
یه علوم فنونی
جمعه 6 خرداد 1390 23:04
"وقتی سهم تو از سرسبزی ، نخلهایی باشند بی سر،آنوقت دل می بندی به لبخندی که از لبهای مهر جاری می شود"
سلام مهندس

این به یادموندنی ترین جمله ایه که از شعراتون تو خاطرمه ...
تازه پیداتون کردم.
وبلاگ قشنگی دارین.سال 90 سال پرشعریه ظاهرا.خیلی خوب بودن ولی اگه با صدای خودتون میشنیدم بهتر بود. منتظره کارای بعدی تون هستم.
مسعود ضرغامیان
پنجشنبه 5 خرداد 1390 15:03
لذت بردم عمادالدوله . چند بار خوندمش با عشق .
شاد و پیروز باشی
رضا امیرزاده
چهارشنبه 4 خرداد 1390 11:10
چقدر شعر گداشتی
می خونمشون بعدا نظرم رو می گم
دانش
چهارشنبه 4 خرداد 1390 10:54
مثل همیشه عالی
رفیق کار درست
م
سه شنبه 3 خرداد 1390 14:32
هیچ چیزی به من نیامده است

هیچ حتی همین که می بارم

هیچ حتی همین که از عشقت

سر به زانوی بغض بگذارم

چقدر آشناست............
آساره
سه شنبه 3 خرداد 1390 08:12
سلام ابوالفضل جان
خوندم
ممنون

بفرما غزل مثنوی
مهران خان محمدی
دوشنبه 2 خرداد 1390 23:14
سلام دوست عزیز

وبلاگ ما در حال عضو گیریه اگه میخوای نام کاربری خودت رو به من بفرست تا من شما رو دعوت کنم

این فرصت رو از دست نده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر