تبلیغات
از تنهایی با اتاق - یه چهارپاره قدیمی

یه چهارپاره قدیمی

تاریخ:جمعه 4 مرداد 1392-10:12

از آب  و گل که درآمد، دلش گرفت
از اینهمه غریبی بی حد، دلش گرفت
ازآسمان، که همدم روحش نمی شود
و از زمین منگ مردد، دلش گرفت

دستش نمیرسید تو را آرزو کند

رفت و عبور عقربه ها را مرور کرد
خود را به دست های همین زندگی سپرد
هی آرزو به دست خیالش به گور کرد

هی فکر میکند که در این آسمان تنگ
حتما خدا ستاره برایش گذاشته
یا نه

          خدا که خداییش خسته است
اصلا خداست حوصله اش را نداشته

 

هی واژه ها به گرد سرش حلقه میزنند
طعم غزل گرفته لبش، تلخ می شود
روزش به دست ثانیه ها گنگ وگم شده
از دست بغض هاش، شبش تلخ میشود

از آب و گل که درآمد غریبه بود
میخواست با دل خود دشمنی کند
تاپیش از آنکه رنگ جهانش عوض شود
توی همین جهان عبث رگ زنی کند

هی فکر میکند که از این آسمان هنوز
قلبش به عمق فاجعه ها پی نبرده است
دیروز صبح کمی زندگی چشید
انگار زنده است گمانم نمرده است
 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Can you grow taller with exercise?
پنجشنبه 23 شهریور 1396 22:22
No matter if some one searches for his necessary thing,
therefore he/she desires to be available that in detail, therefore that
thing is maintained over here.
Why do they call it the Achilles heel?
چهارشنبه 25 مرداد 1396 15:18
An interesting discussion is worth comment. I think that you ought to
write more about this topic, it might not be a taboo subject but usually people don't discuss these subjects.
To the next! All the best!!
What causes the heels of your feet to burn?
یکشنبه 15 مرداد 1396 19:10
I am really glad to glance at this webpage posts which
includes tons of helpful information, thanks for providing these kinds of statistics.
jerilynbuswell.weebly.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 16:10
I used to be able to find good advice from your articles.
foot pain from running
چهارشنبه 7 تیر 1396 19:42
Inspiring quest there. What occurred after? Good luck!
leg an foot pain
سه شنبه 6 تیر 1396 02:37
You can certainly see your expertise within the work you write.

The sector hopes for more passionate writers like you who are
not afraid to mention how they believe. Always follow your heart.
foot pain from bunion
سه شنبه 6 تیر 1396 01:29
Thanks for finally talking about >از تنهایی با اتاق - یه چهارپاره
قدیمی <Loved it!
foot pain and tingling
دوشنبه 5 تیر 1396 06:24
First of all I would like to say terrific blog!
I had a quick question that I'd like to ask if you do not
mind. I was interested to know how you center yourself
and clear your head before writing. I have had a hard time clearing my thoughts
in getting my thoughts out. I do take pleasure
in writing but it just seems like the first 10 to 15 minutes are
usually lost just trying to figure out how to begin. Any ideas or hints?
Appreciate it!
https://jolieosbon.wordpress.com/
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 08:23
Hmm is anyone else having problems with the images on this blog
loading? I'm trying to find out if its a problem on my end or if it's the blog.
Any suggestions would be greatly appreciated.
BHW
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 18:04
It's remarkable for me to have a website, which is helpful
designed for my knowledge. thanks admin
زهره سادات
یکشنبه 27 مرداد 1392 01:56
سلام دوست خوب
ممنون
لذت بردم
به روزم
گلی
شنبه 19 مرداد 1392 00:58
زیبا بود.
پاسخ ابوالفضل عمادابادی : ممنون
فهیمه قربانی
جمعه 18 مرداد 1392 08:50
دقیقا حرفتونو قبول دارم
شعرات محکمه آفرین
اگه بگم فضا گاهی زیادی یکنواخت میشه ناراحت میشی؟
اما استادی
پاسخ ابوالفضل عمادابادی : استاد که مسلما نیستم
چرا ناراحت بشم
ممنون که حرفمو قبول دارین اما دقیقا کدوم حرف رو؟
مهدی عبدالهی
چهارشنبه 16 مرداد 1392 17:40
سلام
آقا مام با یه شعر قدیمی بروزیم.
پاسخ ابوالفضل عمادابادی : تو همیشه نو و تازه ای مهدی جان
چهارشنبه 16 مرداد 1392 09:15
نیستی پسر ؟!
پاسخ ابوالفضل عمادابادی : من یه عمره که نیستم
یعنی گمونم از اولش هم نبودم این تصویر برفکی هم که دیدید اشکال فنی بود
ممنون که ازم سراغ میگیرید
گل ناز
یکشنبه 13 مرداد 1392 23:45
آقا شعرت قشنگ بود.
فقط جسارتا من سطر چهارم رو اینطوری خوندم برای خودم:

«از این زمینِ منگِ مردد، دلش گرفت...»

امیدوارم راضی باشین!
پاسخ ابوالفضل عمادابادی : اولش هم همینطور بود
بنا به دلایلی عوضش کردم
شما صاحب اختیارید
صدرا
یکشنبه 13 مرداد 1392 22:20
سلام شعر فوق العاده ای نبود ولی خوب بود.
پاسخ ابوالفضل عمادابادی : ممنون
نسرینا رضایی
یکشنبه 13 مرداد 1392 20:36
شعر زیبایی بود.
پاسخ ابوالفضل عمادابادی : ممنون
شیوار
پنجشنبه 10 مرداد 1392 11:56
اولش رو که خوندم دلم می خواست که غزل باشه...
پاسخ ابوالفضل عمادابادی : نبود
نشد که بشه
نمیخواست غزل بشه
هدی
چهارشنبه 9 مرداد 1392 21:53
دستش نمی رسید تورا آرزو کند .
خیلی بده که حق آرزو کردن هم حتی از آدم گرفته بشه . خیلی بد .
پاسخ ابوالفضل عمادابادی : ممنون
اینکه حس کنی یکی یک جایی میفهمه که چی گفتی خیلی خوشاینده
الــــــی...
یکشنبه 6 مرداد 1392 22:38
هر که در عشق سر از قله برآرد هنر است
همـــه تا دامنــــه‌ ی کــــوه تحمــــــل دارند
پاسخ ابوالفضل عمادابادی : من تحمل همون دامنه رو هم ندارم
رخشان
شنبه 5 مرداد 1392 23:20
آقا خیلی مشکل وزن داره!!! شدیدا!!!

البته نوشتین قدیمیه.

پاسخ ابوالفضل عمادابادی : نه اونقدرا شدید
ممنون از تذکرت اما کاریش نمیشه کرد
سوزان
شنبه 5 مرداد 1392 09:10
یک تکه آسمان کلنگی خریدارم !!
اما نه ! صبر کن
بوی زندگی می آید...
پاسخ ابوالفضل عمادابادی : البته فقط بوی زندگی میاید
ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر